https://ganjepenhan.com/writing/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%91%d9%81%db%8c-%d9%84%d9%88%d8%ad-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b4%d9%85%d8%b9-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa/

معرّفی «لوح هفت شمع وحدت»

هفت شمع

«وحدت» اساسی‌ترین مفهوم در اندیشۀ عبدالبهاء است. وی می‌گوید: «حقیقت، وحدت عالم انسانی است. حقیقت، محبّت بین بشر است.»۱ و در جای دیگر می‌گوید: «حقیقت، علم است. اساسِ ادیانِ الهی، علم است. علم، سببِ اتّحادِ قلوب می‌شود. حقیقت، الفتِ بین بشر است.»۲ بنابراین از دیدگاه وی یکی از مصادیق «حقیقت»، وحدت است و یکی از ثمرات «علم و آگاهی» نیز وحدت است. وی در همۀ سخنرانی‌های خود در اروپا و آمریکا، شنوندگانش را به «وحدت» فراخواند. وحدتی که اگر شناخته و فهمیده شود علّت صلح عمومی خواهد شد و همچنین باعث دوام و پایداری آن.

یکی از آثار عبدالبهاء که باوجود کوتاهی و اختصار، حاوی مهم‌ترین دیدگاه‌های تحلیلی وی دربارۀ «وحدت بشر» و راه‌های تحقّق عملی آن است، نامه‌ای است که در سال ۱۹۰۶ میلادی برابر با ۱۲۸۵ هجری شمسی خطاب به بانویی انگلیسی به نام خانم «جین الیزابت وایت» نوشته است. این خانم همسر «دکتر الکساندر وایت» رئیس کلیسای آزاد اسکاتلند و مدیر دانشکدۀ الهیات ادینبورگ بود که به دعوت خانم «نورنبرگ کراپر» و تشویق پروفسور «ادوارد براون» در سال ۱۹۰۶ به دیدار عبدالبهاء در عکا رفت. در این سال‌ها عبدالبهاء دوباره دچار حصر و حبس شده و رفت‌وآمد دیدارکنندگان غربی با وی بسیار دشوار بود. به علّت همین محدودیت‌ها دیدار خانم وایت با عبدالبهاء بسیار کوتاه بود و حتّی فرصت خداحافظی نیافت. وی به‌عنوان خداحافظی نامه‌ای خطاب به عبدالبهاء نوشت. عبدالبهاء نیز در پاسخ خانم وایت نامه‌ای نوشته که بعداً به «لوح هفت شمع وحدت» معروف شد.

دکتر «الکساندر وایت» درزمینۀ اتّحاد کلیساها کوشا بود و همسرش نیز به او کمک می‌نمود. پس از دیدار با عبدالبهاء، خانم «وایت» که مجذوب اندیشه‌های وحدت‌محور عبدالبهاء شده بود همّت خود را صرف وحدت ادیان نمود. وی نسخه‌هایی از «کلمات مکنونه»، اثر اخلاقی و عرفانی بهاءالله، را در بین شرکت‌کنندگان اجلاس جهانی کلیساها که در سال ۱۹۱۰ در ادینبورگ برگزار شد، پخش کرد. عبدالبهاء به‌پاس همین تلاش‌های وی در سال ۱۹۱۲ به ادینبورگ سفر کرد.

مفاد پاسخ عبدالبهاء به خانم وایت شامل مباحث گوناگونی است. وی در سرآغاز نامه دربارۀ حقیقت مسیحی بودن می‌نویسد و آرزو می‌کند که همه به ایمان و اتّحاد تام فایز شوند. سپس دربارۀ روش پسندیدۀ تبلیغ بهائی و فلسفۀ این روش توضیح می‌دهد. از دیدگاه عبدالبهاء هدف ظهور همۀ پیامبران الهی این بوده که «اتّحاد و الفت و محبّت در بین عموم اهل عالم حاصل گردد».۳ عبدالبهاء برای اثبات رجحان الفت و اتّحاد بر جنگ و اختلاف از روش استقرائی استفاده می‌کند که اساس روش علمی است. وی می‌نویسد:

«چون در جمیع کائنات نظر نمایی ملاحظه کنی که هر کائنی از کائنات از اجتماع و امتزاج عناصری متعدّده تحقّق یافته و چون این اجتماع عناصر، تفریق شود و ائتلاف به اختلاف منقلب گردد آن کائن موجود، محو و نابود شود۴

عبدالبهاء علّت عدم تحقّق وحدت عالم انسانی در ادوار گذشته را فقدان وسایل حمل‌ونقل و نیز وسایل ارتباطی بین بشر می‌داند. ولی اکنون جهان به صورتی درآمده که نه‌تنها این وحدت امکان‌پذیر است که به علّت نیاز عمومی بشر به هم راهی جز اتّحاد پیش رو ندارد؛ بنابراین عبدالبهاء هفت گونه وحدت ضروری را برمی‌شمارد که با استعارۀ «هفت شمع وحدت» به تصویر می‌کشد که روشنی‌بخش جهان تاریک اسیر جنگ و اختلاف شود:۵

  1. شمع اوّل، وحدت سیاسی
  2. شمع دوم، وحدت آراء در امور عظیمه
  3. شمع سوم، وحدت آزادی
  4. شمع چهارم، وحدت دینی
  5. شمع پنجم، وحدت وطنی
  6. شمع ششم، وحدت جنس (نژاد)
  7. شمع هفتم، وحدت لسان

عبدالبهاء دستیابی به این هفت گونه وحدت را قطعی می‌داند و برای اثبات امکان تحقّق این وحدت وضعیّت جامعۀ بهائی آن زمان ایران را شاهد می‌گیرد که به علّت ایمان به تعالیم بهاءالله از هر دین و آیین و قومی که بوده‌اند امروز در کمال اتّحاد دوستی باهم به سر می‌برند. قطعاً وضعیّت جامعۀ جهانی بهائی در بیش از یک قرن پس از نگارش این نامه همچنان نظر عبدالبهاء را اثبات می‌نماید و شواهد روشن‌تر و دلیل محکم‌تری بر امکان‌پذیر بودن وحدت عالم انسانی در جهان پر اختلاف کنونی است.

این نامۀ عبدالبهاء به همراه دو نامۀ وی خطاب به «جمعیّت صلح لاهه»۶ و بسیاری از سخنرانی‌های او در اروپا و آمریکا نشان می‌دهد که صلح و وحدت بشر بسیار پذیرفتنی‌تر و شدنی‌تر از اندیشه‌های جنگ‌محور و مبتنی بر اختلافات است.

برای مطالعۀ «لوح هفت شمع وحدت» به فایل ذیل مراجعه نمایید:

یادداشت‌ها

۱ – اشراق‌خاوری، عبدالحمید؛ پیام ملکوت؛ طهران: مؤسّسۀ ملّی مطبوعات امری؛ ۱۳۰ بدیع (۱۳۵۲ ه.ش)؛ ص ۸.
۲ – همان‌جا.
۳ – مکاتیب عبدالبهاء، جلد اوّل؛ طهران: مؤسّسۀ ملّی مطبوعات امری؛ بی‌تا؛ ص ۳۵۶.
۴ – همان‌جا.
۵ – همان؛ صص ۳۵۸-۳۵۷.
۶ – برای مطالعۀ این دو نامۀ عبدالبهاء به فایل و یا لینک‌های ذیل مراجعه نمایید:

.دنکیم لاسرا و یسررب ار نآ یدوز هب ام میت .تسا هدش لاسرا امش هاگدید

ارسال دیدگاه

حد اکثر ۵۰۰ کلمه

مقالات اخیر

محبوب‌ترین‌ها

فیلم های اخیر