https://ganjepenhan.com/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%af-%d8%8c-%d9%86%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87/

    بخش اول-ایران و نصیحت های عبدالبهاء

” …روزگاری بود که [ایران]  آتش دانشش  خاموش شد و اختر بزرگواریش خزان شد و گلزار دلربایش خارزار ، چشمه شیرنش شور گشت و بزرگان نازنینش آواره و دربدر هر کشور دور ، پرتوش تاریک شد و رودش آب باریک …” (۱) 

رسیدن به پاسخ بسیاری از چراها ساده نیست ، بویژه سوالاتی که برای رسیدن به پاسخ لازم است حجم زیادی از عوامل و شرایط گوناگون ِ قابل کنترل ، غیر قابل کنترل و یا تحمیلی مورد تحقیق قرار گرفته و تجزیه و تحلیل شوند . یکی از این چرا ها ، شکل نامتوازن رشد و توسعه یافتگی در کشورهای مختلف جهان است .

از جمله اینکه چرا بعضی از کشورها همچون ایران با وجود برخورداری از شرایط ، امکانات و منابع مطلوب نتوانسته اند جایگاه قابل توجهی از نظر سطح توسعه یافتگی در ابعاد مختلفِ اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی پیدا کنند . البته ایجاد رشد و توسعه یافتگی به عوامل و دلائل زیادی نیاز دارد که هدف این نوشتار پرداختن به آنها نیست . در این نوشته سعی می شود نگاهی کوتاه به یکی از علل بسیار ، یعنی نوع « انتخاب» داشته باشیم ، با این امید که شاید در این ایام به کارمان بیاید .

چگونگی تصمیم گیری و نوع « انتخاب » از دلائلی است که تاثیر گذاری آن بر سرنوشت یک کشور قابل کتمان نیست . در مسیر تاریخ هر سرزمین ، معمولاً زمان هایی بوده که ساکنان آن سرزمین بر سر دوراهی  « انتخاب » قرار می گرفتند ،  باید مسیری را برای پیمودن بر می گزیدند ، زمانی با فهم و درک شرایط و انتخاب ِ مسیر ِ مناسب توانسته اند جهش قابل توجه ای رو به جلو داشته و یا در زمانی با عدم فهم موقعیت و انتخابی نادرست جهتی معکوس را در پیش گرفته اند  . 

برای اینکه نگاهی به یکی از این گلوگاه های تاریخی و دوراهی انتخاب سرنوشت ساز کشور ایران داشته باشیم ، لازم به نظر می رسد از نظر زمانی مقداری به عقب برگشته و در موقعیتی قرار بگیریم که موجی از تغییرات در بیشتر نقاط جهان در جریان بود . کشورهای غربی با آغاز عصر روشنگری و ایجاد انقلاب و دگرگونی در حوزه های مختلف در حال زیاد کردن فاصله خود از دیگر نقاط دنیا بودند و دیگر کشورها نیز هر یک به طریقی سعی در رساندن خود به کاروان توسعه و پیشرفت داشتند . در واقع کشورهایی که هنوز وارد این جریان جهانی نشده بودند در موقعیت یک انتخاب بزرگ قرار داشتند ، انتخابی برای تعیین وضعیت آینده سرزمین خود ، کشور ایران نیز خارج از شمول چنین شرایطی نبود .

ایران نیز در دورانی که مدرنیزاسیون در غرب آغاز شده بود انتخابی سخت پیش روی خود داشت ، انتخابی که به مقدار زیادی تعیین کننده وضعیت آینده آن بود .  برای بدست آوردن تصویری از این شرایط و موقعیت ، می خواهیم نگاهی داشته باشیم به دیدگاههای یک ایران دوست و ایرانخواه  که به دلیل داشتن آرمان و آرزوی عظمت بخشیدن به ایران ، وقایع و شرایط کشورش برایش بسیار مهم بود . با توجه به اِشراف « عبدالبهاء » به شرایط ایران و جهان و به دلیل شباهتهای موجود بین وضعیت امروز ایران و ایران ِ زمان عبدالبهاء ، تاملی در تحلیل ِ شرایط که توسط وی انجام میگیرد در کنار عملکرد وی در آن دوران ، می تواند ضمن آشنایی با چگونگی انتخاب مسیر در آن زمان ، در موقعیت کنونی برای مواجهه با چالشهای پیش روی کشور ایران راه گشاه باشد .

بر سر دوراهی

یکی از نویسندگان معاصر در مورد موقعیت انتخاب می گوید : « هر مقطعی در تاریخ یک تقاطع است . برای پیمودن ِ گذشته به حال ، یک مسیر طی شده است ، اما برای ورود به آینده راه های بسیاری از این مسیر منشعب می شوند . بعضی از این راه ها عریض تر و هموارتر و روشن ترند ، و بنابر این احتمال ِ در پیش گرفتنشان بیشتر است ، اما گاهی تاریخ ، یا مردمی که تاریخ را می سازند ، تغییر جهت های نامنتظره ایی دارند . » (۲) 

با نگاهی به تاریخ دویست ساله اخیر  و اتفاقات رخ داده در آن به یکی از این تقاطع های مهم و سرنوشت ساز برای کشور ایران می رسیم . زمانی که با ورود امواج تجدد خواهی به ایران ، افکار و اندیشه های مختلف ، هر یک به فراخور ِ زمینه فکری خود ، مسیری برای آینده ایران پیشنهاد می کردند . ملی گراها ، اندیشه های غرب گرا ، تفکرات سوسیالیستی و یا رهبران مذهبی هرکدام در صدد تعیین مسیری برای آینده ایران بر مبنای عقیده و باور خود بودند .

گفتاری از عبدالبهاء ، موقعیت این مقطع تاریخی در ایران را نشان می دهد . عبدالبهاء در چند جمله کوتاه ولی واقع بینانه ، ترسیمی دقیق از مختصات یک دوراهی در مقابل ایران را به ما داده و از چگونگی انتخاب یک ملت می گوید . 

 عبدالبهاء در نامه ای که تحت عنوان « لوح میرزا محمد نقاش » معروف است می نویسد :

” … علمای بی فکر ایران را ویران نمودند و منتهی به اشدّ اضطراب کردند . ایرانیان آنچه عبدالبهاء نصیحت کرد نپذیرفتند ، اعتماد به فتوای دانایان خویش نمودند و آنان از هر حقیقتی بی خبر و از عالم سیاسی بی بهره ، امور مهمه عالم سیاسی را تطبیق به قواعد « شرح لُمعه » نمودند ، لهذا نتیجه این شد . ” (۳) 

این نوشته کوتاه از عبدالبهاء گر چه در نگاه اول یک گله مندی ساده به نظر می رسد ، ولی تامل بیشتر بر آن نشان میدهد که عبدالبهاء به خوبی عمق فاجعه را در این یادآوری نمایان می کند . تصویری سوگوارانه از سرزمینی که روزگاری بهشت برین بود و مردمان آن سرآمد علم و معرفت ، قلب عالم بود و دانایان آن معلم و مربی نوع انسان ، مرکز علوم و فنون جدید بود و دارای تمدنی مبتنی بر قوانین سیاسی مترقی . اینک این سرزمین با چنین پشتوانه خردورزی ، به واسطه غلبه تفکری عقب مانده و نوع انتخاب گروهی خاص ، پرتوش تاریک شده بود و رودش آب باریک .

 قسمتی از نامه عبدالبهاء که در اینجا ارائه شد  تصویری تقریباً کامل از آنچه که طی یک مقطع تاریخی در ایران رخ داده را نشان می دهد . در این نامه ، بسیار ساده و روان مواجهه بین اندیشه مدرن و اندیشه پیشا مدرن در سه پرده به نمایش می نشیند ، نمایشی که پایانی تلخ را حکایت می کند و آن ، سلطه اندیشه سنتی و غیر مدرن بر سرنوشت جامعه و به انزوا رفتن ِ افکار و ایده های جدید است .

  • پرده اول –  تئوریها ، ایده ها و روش های عملی که عبدالبهاء برای اداره امور کشور ، بر مبنای واقعیت های آن روز ِ جهان و با نگاهی رو به آینده ارائه می داد ، نادیده گرفته شد .
  • پرده دوم –  در مقطع ای سرنوشت ساز از تاریخ ایران که تعیین کننده چگونگی جهت گیری آینده آن بود ، اندیشه های متعلق به گذشته که صاحبان قدرت و نفوذ در حاکمیت ایران بودند ، با عقبگردی واضح ، سعی کردند پایه ها و اصول سیاست ها و روش های حکومت گری در قرن بیستم را منطبق با احکام و اصول به دست آمده از کتب فقهی نمایند .
  • پرده سوم – نتیجهِ  نادیده گرفتن ایده های خیرخواهانه و نگاهی ایدئولوژیک داشتن به مناسبات مهم کشوری ، ایجاد آشفتگی در عملکرد ، از هم پاشیدگی ساختارهای اجتماعی و ویرانی ایران شد . 

با نگاهی دقیق تر به دو اتفاقی که از نظر عبدالبهاء مسبب ویرانی ایران در آن زمان شدند ، شاید بتوان دلیلی برای این سوال پیدا کرد که ، چرا ایران با وجود سابقه تمدنی چند هزار ساله ، توانمندی نیروی انسانی ، منابع طبیعی و شرایط اقلیمی مناسب ، تا امروز نتوانسته از آنچه لایق آن است برخودار شود ؟

 ایده های عبدالبهاء برای ایران چه بود؟

شرایط نا بسامان اجتماعی ایران در دوران حکومت سلسله قاجار ، وجود عقب ماندگی در حوزه های مختلف ِ اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی ، در زمانی که عصر روشنگری و ایجاد تغییرات در غرب آغاز شده بود ، بسیاری از ایرانیان وطن خواه را وا میداشت تا از این فرصت پیش رو استفاده شده و قدم‌هایی در جهت رشد و توسعه ایران برداشته شود .

عبدالبهاء که یکی از مهم ترین انگیزه فعالیتها و کنشگری او در عرصه های اجتماعی ، باز یافت قدرت و توان از دست رفته ایران و پیدا کردن جایگاهی برای وطن خود در جرگه کشورهای پیشرفته بود ، ایده ها و طرح های مختلفی را در جهت کمک به کشور ، در طول دوران کنشگری خود ارائه می کرد . با قبول اینکه پرداختن به همه این ایده ها در اینجا امکان پذیر نیست ، برای آشنایی اولیه با تعدادی از این نظریات ، مروری کوتاه  خواهیم داشت به تئوریها ، ایده ها و روش های عملی ارائه شده از طرف وی برای رهایی ایران از شرایط ِ سخت آن روزها . ایده هایی که وقتی از فراز بیش از یک قرن به آنها نگاه می کنیم ، تازه گی و مدرن گرایی را به وضوح می توانیم در آنها ببینیم . اهدافی راهبردی که اجرایی شدن آنها می توانست سبب بیرون آمدن ِ ایران از قعر فهرست کشورهای عقب مانده و بدست آوردن جایگاهی قابل قبولی در لیست کشورهای رو به توسعه شود .

در این رابطه جستجو در آثار عبدالبهاء ، دو دسته بندی کلی را به ما نشان میدهد . 

دسته اول ، نظریه های زیر بنایی برای بیداری افکار و آماده سازی اذهان ِ حاکمان ، نخبگان جامعه و مردم جهت ِ مجهز شدن به ابزارهای لازم برای قبول ِ لزوم ایجاد تغییرات بنیادی .  

 دسته دوم ، روش های عملی و اقدامات ایجادی و اصلاحی در بنیاد های اساسی مثل ِ آموزش و پرورش ،   حقوق ملت ، اقتصاد و سیاستهای کلی کشور ، منطبق با شرایط دوران مدرن  . 

در اینجا به چند نمونه از نظریه پردازی عبدالبهاء پرداخته میشود که می توان آنها را کوشش برای ایجاد تحول در نگرش مردم ایران نسبت به جهان پیرامونی دانست ، تحولی که از نظر وی پیش نیاز ِ لازم برای ایجاد تغییرات در هر جامعه ای است . 

  • خلق موقعیت برای دانایی افراد و احساس جسارت در مردم برای بهره گیری از عقل و علم به عنوان بهترین وسیله برای تدبیر ِ امور ِ معمول ِ زندگی خود ، با تاکیدات مکرری همچون ، وجود عقل و علم در انسان برای سنجش و درک جهان پیرامون آن است و یا ، لازم است از عقل که خصیصه خاص انسان است برای جستجو و بررسی امور کلی و جزیی زندگی خود استفاده کنیم . (۴)
  • ایجاد باور به اینکه تغییر کردن و دگرگون شدن در همه عرصه ها جزء ذات و خصلت این جهان است .  تغییرات ایجاد شده در ساختارها ، مناسبات و تعاملات اجتماعی ، سبب باطل شدن دستورالعملها و قوانین کهنه می شود ، جهان ِ تازه ، سیستم های اجرایی و سیاسی جدید ِ متناسب با شرایط خود میخواهد . اجرای احکام و قوانین مربوط به گذشته در زمان حال نه کاربردی است و نه عملی . (۵) 
  • تاکید برای داشتن روحیه جستجو ، مطالعه و یادگیری از تغییرات حاصل شده در جهان در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و هر چیزی که به رشد و پیشرفت ما کمک میکند و استفاده از آنها برای ساختن کشور خود . (۶) 

در کنار روشهای آماده سازی افکار که به چند مورد آن اشاره شد ، عبدالبهاء برنامه ها و توصیه هایی برای هماهنگ سازی ساختارها و سیستم های مهم کشور با واقعیت های روز  و دوران مدرنیته دارد .

برقراری سیستم های آموزشی منطبق با جدیدترین روش های علمی ، از اولویت های اولیه عبدالبهاء است . به دلیل ِ وجود بی سوادی گسترده در ایران و تاثیر گذاری عمیق ِ نوع و مدل آموزش در وضعیت آینده کشور و واقعیت روش های آموزشی موجود که بصورت کامل به گذشته تعلق داشت ، وی با صراحت خواستار اصلاحات عمیق و انقلابی در هر دو قسمت سخت افزاری و نرم افزاری آموزش یعنی ، مواد تدریس ، نحوه آموزش و امکانات فیزیکی می باشد . (۷) در امتداد پیشنهاد برای نو سازی آموزش و پرورش و درخواست ِ ایجاد ِ تغییرات اساسی در شیوه های آموزشی ، عبدالبهاء برای کامل شدن ِ سیکل آموزش ، حق برابر تحصیل زنان و دختران را نیاز اولیه برای تحقق این دگرگونی می داند . (۸) 

عبدالبهاء یکی از مسیرهای پیشرفت را اقتباس و استفاده از راه طی شده توسط دیگران میداند . او به دنبال اختراع دوباره چرخ نیست ، پس از نظر وی بهره گیری از تجارب دیگر کشورها در زمینه های اقتصادی ، صنعتی ، پزشکی ، حقوقی و یا علوم اجتماعی دیگر ، لازم به نظر می رسد . یاری گرفتن از علم و تجربه دیگر کشورها در حوزه های صنعت ، علوم زیستی و تکنولوژی و ایجاد مراکز مشابه آنها در داخل ِ کشور می تواند سبب توانمندی علمی و صنعتی ایران و همچنین زمینه ساز رشد و پیشرفت کشور گردد .  (۹)

تفکیک قوا یکی از نشانه های سیستم سیاسی دولت _ ملت ، برآمده از از دوران مدرن محسوب می شود . عبدالبهاء تشکیل مجلس نمایندگان و برقراری سیستم های مشورتی در ساختارهای تصمیم گیری را اساس و بنیان روشمندی سیاست میداند . بر این مبنا با پیشنهاد تشکیل مجلس نمایندگان که با انتخاب مردم صورت میگیرد در صدد نظم بخشی به مدل سیاستگذاری در کشور است . (۱۰) در کنار توصیه به ایجاد ِ قوه مقننه ِ مبتنی بر رای مردم ، برای پایان دادن به هرج و مرج در نحوه برپایی محاکم و صدور آرا متناقض حقوقی ، وی ایجاد یک سیستم قضایی نوین را پیشنهاد می دهد که متضمن تامین حقوق همه افراد جامعه بوده و از صدور احکام متفاوت و متناقض که از طرف حاکمان محلی و یا روحانیون انجام می شد جلوگیری شده و صدور احکام بر مبنای یک روند قضایی مبتنی بر قانون انجام گیرد . (۱۱)

گسترش ارتباطات را می توان از مهمترین دستاوردهای دنیای مدرن به حساب آورد . در حوزه روابط کشورها ، چگونگی مدل ارتباطی و تعداد کشور هایی که با آنها روابط برقرار می گردد برای  توسعه یابندگی هر کشور بسیار مهم می باشد . آنچه امروز به عنوان دیپلماسی بین المللی برای کسب سرمایه گذاری خارجی مطرح می شود و یکی از مهمترین راه های رسیدن به رشد و پیشرفت کشورها است ، در آن زمان از ایده های عبدالبهاء برای توسعه ایران بود . وی معتقد بود باید شرایطی فراهم گردد تا به اتحاد با کشورهای همسایه برسیم ، باید بتوانیم قراردادهای مهم با دولت های پیشرفته منعقد کنیم ، با ملت های شرق و غرب تجارت داشته باشیم و در عین حال نگاهی صلح خواهانه و دوستی با کشورهایی داشته باشیم که ممکن است بین ما و آنها مشکلاتی باشد ، تا بتوانیم شاهد رشد اقتصادی و افزایش توان و ثروت مردم ایران باشیم . (۱۲)

علاوه بر آنچه گفته شد ، عبدالبهاء بر مسئله تقویت قوای نظامی تاکید خاصی دارد و نوسازی آن را از اسباب کمک به پیشرفت ایران میداند . با در نظر گرفتن اینکه ، یکی از لوازم ایجاد اعتماد به نفس ، آسایش روانی و ثبات اجتماعی در یک جامعه ، داشتن نیروی نظامی کارآمد و توانمند است ، عبدالبهاء از حاکمان میخواهد که به وضعیت ارتش از نظر ، حقوق ، لباس ، مسکن رسیدگی کرده و به تجهیز ارتش کشور به علوم نوین و تامین جدید ترین ابزار دفاعی اقدام نمایند .  (۱۳) 

آنچه گفته شد ، مروری بود بر تعدادی از  پیشنهادات و یا به بیان عبدالبهاء نصیحتهای او برای ایجاد تحول در ساختارهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی ایران . اگر بخواهیم این ایده ها را در کنار هم بچینیم پازلی از یک طرح کلی بدست خواهد آمد که همگام با دوران مدرنیته نگاهی رو به آینده و هدفی همچون ایجاد توسعه پایدار در ایران دارد و می توان آن را بسیار نزدیک به یک تعریف آکادمیک از  توسعه دانست که امروزه از معیارهای جامعه مدرن محسوب می شود . یک تعریف علمی از توسعه به ما می گوید ،  « اگر توسعه را در معنای جامع آن در نظر بگیریم ، مشتمل بر فرآیند پیچیده ای است که رشد کمی و کیفی تولیدات و خدمات و تحول کیفیت زندگی و بافت اجتماعی جامعه و تعدیل درآمدها و زدودن فقر و محرومیت و بیکاری و تامین رفاه همگانی و رشد علمی و تکنولوژی درون زا در یک جامعه معین را در بر می گیرد . » (۱۴) 

با توجه به آشنایی مختصر با ایده های عبدالبهاء در مورد ایران که در این بخش انجام گرفت ، در بخش دوم این نوشتار به دلائل عدم پذیرش ِ این پیشنهادات خیرخواهانه و موثر از طرف حاکمان و صاحب منصبان دینی پرداخته و درنگی بر نحوه عملکرد و مدل ِ انتخاب آنها خواهیم داشت.

====================================================================

یادداشت‌ها :

  •  ۱ – مجموعه الواح مبارکه به افتخار بهائیان پارسی ص۱۴ 
  •  ۲ – انسان خردمند ، ص ۳۳۲
  • ۳ – مائده آسمانی ، جلد ۵ – ص۱۹۶ 
  •  ۴ – پیام ملکوت ، ص ۸۹ – « … خدا علم و عقل را خلق کرده تا میزان فهم باشد » 
  •  رساله مدنیه ، ص ۵ –  «  … [انسان ] به عقل دوربین ، بین اجناس و انواع موجودات ممتاز شده ، دائماً مستمراً در امور کلیه و جزئیه و مهمه و عادی مشغول گردیم ، تا جمیع در حِصن حَصین ( قلعه محکم) دانایی محفوظ و مصون باشیم …»
  •  ۵ – مفاوضات عبدالبهاء ، ص ۷۰ – « …. تغییر و تبدیل احوال و انقلابات مقتضیات قرون و اعصار ، سبب نسخ شرایع گردد . زیرا زمانی آید که آن احکام موافق و مطابق احوال نباشد … »
  •  ۶ – رساله مدنیه عبدالبهاء ، ص ۴ – « … در آفاق بنگریم و آنچه وسیله تمدن و انسانیت است به آن تشبث کنیم ( متوسل شویم) … »
  •  ۷ – رساله مدنیه عبدالبهاء ، صص ۱۲۴ – ۱۲۵ « … از جمله اموريکه محتاج اصلاحات تامّه کامله است طريق تعلّم علوم و ترتيب تحصيل معارف و فنون است …» 
  •  ۸- مکاتیب عبدالبهاء ، جلد ۴ ص ۱۳ –  « مدرسه بنات (دختران ) اهم از مدرسه ذکور است ، زیرا دوشیزگان این قرن مجید باید نهایت اطلاع از علوم و معارف و صنایع و بدایع این قرن عظیم را داشته باشند .»
  •  ۹ – رساله مدنیه عبدالبهاء ، ص ۳۹ «  اقتباس معارف و صنایع عموميّه مختصراً ( آنچه به نفع عموم است ) از ممالک سائره جائز  ، تا افکار عموم متوجّه اين امور نافعه گردد و بکمال همّت بر اکتساب و اجراء آن قيام نموده تا به عون الهی در اندک مدّتی اين اقليم پاک سَرور اقاليم سائره گردد . »
  •  ۱۰ – رساله مدنیه عبدالبهاء ، ص ۲۲« … تشکیل مجالس و تاسیس محافل مشورت اساس متین و بنیان رزین عالم سیاست است »
  •  ۱۱ – رساله مدنیه عبدالبهاء ، ص ۱۹  « … و يا خود حکّام ولايات و نواحی مملکت را از حرّيّت مطلقهء سياسيّهء ( يتصرّف کيف يشاء / همانطور که می خواهد عمل می کند ) بازداشته بقانون حقّانيّت مقيّد و اجراآت قصاصيّه چون قتل و حبس و امثالها منوط باستيذان از دربار معدلت مدار و در مجالس عدليّهء مقرّ سرير سلطنت بعد از تحقيق و تعيين درجات شقاوت و جنايت و قباحت جانی و اجراء ما يستحقّ مشروط بصدور فرمان عالی نمودن مخرّب اساس رعيّت پروری است ؟ » 
  •  ۱۲ – رساله مدنیه عبدالبهاء ، ص ۱۹ « …  و يا خود تشبّث بوسائل اتّحاد با امم مجاوره و عقد معاهدات قويّه با دول عظيمه و محافظهء علاقات وداديّه با دول متحاربه و توسيع دائرهء تجارت با امم شرق و غرب و تکثير مدفوعات طبيعيّهء مملکت و تزييد ثروت امّت مخالف عاقبت انديشی و رأی مستقيم و منحرف از نهج قويم است ؟ »
  •  ۱۳ – رساله مدنیه عبدالبهاء ، ص ۲۰ «… و يا خود هيئت عسکريّه را که فی الحقيقه فدائيان دولت و ملّتند و جانشان در کلّ احيان در معرض تلف از ذلّت کبری و مسکنت عظمی نجات داده در ترتيب مآکل و مشاربشان و تنظيم البسه و مساکنشان کوشيده و در تعليم فنون حربيّه بصاحبان مناصب عسکريّه و در تدارک اکمال مهمّات و آلات و ادوات ناريّه کمال سعی و اهتمامرا مبذول داشتن از افکار سقيمه (نادرست) است ؟ »
  • ۱۴ – جامعیت مفهوم توسعه و رابطه آن با فرهنگ ، ص ۲۷

کتابشناسی :

  • نوح هراری – یووال ، انسان خردمند ،مترجم : نیک گرگین . چاپ پنجم – ناشر : فرهنگ نشر نو ۱۳۹۵ 
  • عبدالبهاء ، مائده آسمانی ، ناشر : موسسه ملی مطبوعات امری – ایران ۱۲۹ بدیع

–    عبدالبهاء ، مجموعه الواح مبارکه به افتخار بهائیان پارسی ، ناشر : موسسه ملی مطبوعات امری

  • عبدالحمید اشراق خاوری ، پیام ملکوت – کتابخانه مراجع و آثار بهائی
  • عبدالبهاء ، رساله مدنیه – کتابخانه مراجع و آثار بهائی
  • عبدالبهاء ، مفاوضات – ناشر : مرآت ۱۹۲۰ م – کتابخانه مراجع و آثار بهائی
  • توسلی ، غلامعباس –  جامعیت مفهوم توسعه و رابطه آن با فرهنگ – نشریه فرهنگ توسعه ، دوره ۳ شماره ۱۵ – ایران ۱۳۷۳ 

0
  • الف- کشاورز

.دنکیم لاسرا و یسررب ار نآ یدوز هب ام میت .تسا هدش لاسرا امش هاگدید

ارسال دیدگاه

حد اکثر ۵۰۰ کلمه

نتیجه این شد، ناکامی در توسعه- بخش اول

20 دقیقه

مقالات اخیر